خرید بک لینک
برخی کتابها را که میخوانی باید یک کمی صبر داشته باشی، از صفحات اول راحتتر بگذری تا در اواسط و شاید هم اواخر داستان، به رمز یا دلیل آنچه نویسنده در بخشهای نخستین نوشته، پی ببری.این شرط یا نکته، در مورد کتاب «دوقلوها» هم صادق است. توماس که داستان را برای ما نقل میکند، پسری است که یک قدری زود به دنیا آمده و به همین دلیل لختهای خون در مغزش جمع شده، همان قسمت که مربوط به راه رفتن است و دکترها گفتهاند او تا آخر عمر نمیتواند راه برود، اما توماس که بزرگتر میشود، مادرش به او میگوید: «فقط یک بدشانسی است. اینجور اتفاقها میافتند، ولی آنها را پشتسر میگذاری. جلو برو و بگذار چیزهای خوب برایت اتفاق بیفتد.» توماس هم این حرف مادر را گوش میکند. حالا هم او 10 سالش است. راه رفتنش با کمک چوبدستی است و به مدرسه هم میرود. در این کتاب توماس برای ما از خانوادهاش میگوید، از پدرش که شاعر است، مادرش که در یک مدرسه، زبان لاتین و یونانی درس میداده ولی حالا دیگر در خانه میماند و نگهداری از بچهها، یعنی توماس و 2 خواهر دوقلوی شیطانش را بر عهده دارد و همین خواهرهای دوقلو که توماس نمیداند در ذهنش

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

شعر کودکانه در مورد امام زمان(عج) سلام من به مهدی و به قلب آسمانیش سلام من به پاکی و به لطف و مهربانیش سلام من به لحظهxadای که می رسد ظهور او سلام من به لحظهxadای که میxadرسد عبور او سلام من به بوسهxadای که میxadرسد به دست او سلام من به حضرتی که داده مهر و آبرو سلام من به قد او سلام من به قامتش سلام من به دست او به قدرت امامتش

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

بچههای خوب سلام، سلام به روی ماهتون. امروز هم یه کتاب دیگه رو به شما معرفی میکنیم. کتابی که توی اون قصه آرزو و آرش رو میخونین. آرزو و آرش خواهر و برادر مهربونی هستن که مثل همه خواهر و برادرها با هم بازی میکنند و با اینکه همدیگر رو خیلی دوست دارند، بعضی وقتها هم یه کمی با هم دعوا میکنند. البته خیلی هم زود آشتی میکنند. اونها مثل همه شما بچههای خوب، منظم و تمیز هستند و بازی کردن رو هم دوست دارند. اما داستان ما از اونجایی شروع شد که یک روز صبح، صدای خنده بلند آرزو توی اتاق پیچید، به قول معروف، حالا نخند و کی بخند. مامان هم که از صبح توی آشپزخانه مشغول آماده کردن صبحانه بود، صدای خنده آرزو رو شنید. او هم تعجب کرد و تعجبش وقتی بیشتر شد که صدای گریه آرش رو شنید. آرش مرتب گریه میکرد و میگفت: مامان آرزو به من میخنده و داد میزد، مامان... مامان... مامان با شنیدن این صداها به اتاق بچهها رفت. آرش روی تخت نشسته بود و گریه میکرد. وقتی مادر را دید، هقهق کنان گفت: مامان از صبح که من بیدار شدم، آرزو داره به من میخنده. من هم ناراحت شدم، حالا هم دوست دارم گریه کنم. و ب

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

نسخه کتاب از جمله منابع انقلاب اسلامی به پایگاه بسیج انصارالحسین روستای میدان سر، مدارس یوسف بزرگی روستای وسطی کلا، مدرسه شهید خوشبین روستای ساروکلا، مدرسه ماجده روستای آهنگرکلا، مدرسه شهدا روستای قادیکلا، مدرسه بعثت روستای میدانسر، مدرسه شهید ولیپور روستای افراکتی، و کتابخانه های روستایی قراخیل، قادیکلا، کلاگرمحله توسط اداره کتابخانه های عمومی شهرستان اهدا گردید.

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان در برنامه جزر و مد به معرفی کتاب دانستنیهای تاریخ انقلاب اسلامی ایران نوشته ناصر نادری باموضوع اتحاد و انسجام و انقلاب به مناسبت ایام الله دهه فجر در برنامه جزر و مد معرفی نمود که از شبکه طبرستان مورخ 95/11/15 ساعت 18:35 پخش گردید.

http://dllup.ir/imagef-IMG-20170204-073503-jpg.html

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

http://dllup.ir/imagef-IMG-20170205-145033-jpg.html http://dllup.ir/imagef-IMG-20170205-145031-jpg.html

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

http://dllup.ir/imagef-IMG-20170206-110541-jpg.html

http://dllup.ir/imagef-IMG-20170206-110542-jpg.html

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

http://dllup.ir/imagef-IMG-20170205-110117-jpg.html

برچسب: نویسنده: نوید کوشکی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 19:15

صفحه بندی